چند روز است که توهم توطعه در وجودم رخنه کرده است. احساس می کنم چند نفر با هم همدست شده اند تا بلایی سرم بیاورند. هرچه قدر با خودم فکر می کنم که این چند نفر چطور با هم هم فکر و هم کلام شده اند علیه من، به جایی نمی رسم. هر کدامشان یک لنگ دنیا زندگی می کنند ولی فکر کنم در فیس بوک، تویتر، مسنجری جایی هماهنگ می کنند قرار مدار هایشان را می گذارند. چند وقت قبل در جایی خوانده بودم " وقتی شب خواب به چشمانتان نمی آید فردی در جایی دیگر به فکرتان است و وقتی به یاد فردی می افتید او هم همان لحظه به فکرتان هست" چند شب است خواب به چشمانم نمی آید. آدم ها مدام در ذهنم رژه می روند.